صدرا کوچولو

کودکانه هایت برایت ماندنی باد

تولدت مبارک عشق مامان

                                                                                                   عشق مامان امروز دومین سال تولدته بهترین روز زندگی من روزی که من طعم مادر شدنو حس کردم روزی که با معجزه خدا اشنا شدم. روزی که یه فرشته از وجودم به دنیا اومد. این روز برای من بهترین بهترین بهترین روز توی دنیاس. امیدوارم هر سال شاهد موفقیتای خوبی ازت باشم.مامانی من فقط سعادتتو از...
17 اسفند 1392

....

سلام پسر عزیزم نمیدونم اسم این پست رو چی بزارم اخه یکم ناراحت کنندس من از دیروز یعنی 92/11/19  یعنی در یک سال و 11 ماه و 8 روزگی تصمیم گرفتم تا دیگه به شما شیر ندم و شما رو از شیر گرفتم انقدر که فکر میکردم سخت نبود و شما باهاش کنار اومدی اولین بار یکم گریه کردی و تو بغلم خوابیدی تا الان که خوب گذشته امیدوارم از این به بعدشم خوب باشه و شما فیلت یاده هندستون نکنه چون من همین الانشم کلی دلم برات میسوزه و یه حسه بدی دارم فقط به این ارومم که زیاد بهونه نمیگیری میترسم اگه بهونه بگیری سست بشم و همه کارار رو خراب کنم توکل به خدا ایشالله که نو این کارمم موفق بشم الهی دورت بگردم پسر صبور و مهربونم دوست دارم   ...
20 بهمن 1392

یه روزه برفی

سلام پسرم امروز صبح که از خواب پاشدیم دیدم برف اومده یکمم رو زمین نشسته منم سریع شما رو کلی لباس پوشوندم و با هم رفتیم پشته بوم و یکم برف بازی کردیم البته چون خیلی سرد بود زیاد نموندیم و اومدیم پایین جالا چند تا عکس خوشگل وای چه مامان پر کاری شدم تو یه روز دو تا پست تا پست بعدی ...
15 بهمن 1392

اقا صدرای نقاش

سلام یه دونه مامان شما چند روزی هست حیلی به نقاشی علاقه پیدا کردی همش تو خونه دفتر و مداد دستته داری برای خودت میکشی هر چی رو هم میکشی میدونی که چی کشیدی یکی از همین روزایی که داشتی برای خودت نقاشی میکشیدی یعنی 92/11/13 قشنگ یه ماه مونده به دو سالگیت بهت گفتم مامان چش چش دو ابرو بکش بعد دیدم شما قشنگ کشیدی با خودتم میگفتی چشش. موهاش .دستش و پاش من انقدر ذوق کرده بودم گفتم یه بار دیگه بکش و شما عین همون قبلی یکی دیگه هم کشیدی که شد این نقاشی البته یکم تاره چون شما هی میخواستی از من بگیریشو نمیزاشتی ازش عکس بگیرم ولی فکر کنم تو عکس شاهکاره پسر بیست و سه ماهم معلوم باشه به هر کی نشون دادم میگه برای سن شما زودی یه همچ...
15 بهمن 1392

اقای پو..............

سلام اقا صدرای ناناز مامان میخوام امروز دوست جدیدتو که تازگیا باهاش اشنا شدی و از وقتی که دیدیش ازش جدا نمیشی رو بهت معرفی کنم اقای پو که شما بهش میگی نینی من این اقای پو باید هرجایی که میری باهات باشه وگرنه گریه میکنی یه بار رفته بودیم خونه عمو امیر اقای پو رو جا گذاشته بودی تو ماشین یادت افتاده میگی نینیم کو؟؟/ ما هم برای اینکه شما ناراحت نباشی کلی راهو برگشتیم و اقای پو رو گرفتیم و اومدیم خونه اقای پو همه جا با شما هست مثلا تو خونه موقع دیدن تلوزیون موقع خواب تو شهربازی حتی موقع استراحت کلا همه جا پیشته دیگه از خواب که بلند میشی اولین کارت اینه که دنباله اقای پو بگردی منم سعی میکنم اقای پو رو ...
5 بهمن 1392

سفرنامه2

سلام پسر قند عسلم ما دوباره رفتیم مسافرت یه مسافرته شیرین و خوب امسال برای بار دوم رفتیم مشهد پا بوسی امام رضا خیلی خیلی خوب بود اونم تو ماه محرم شما هم طبق معمول اقا البته اگه از ساعاتی که تو ماشین هستیم بگذریم چون اون موقع فقط اویزونه مامانی فکر کنم از این که چند ساعت تو یه جای بسته باشی بدت میاد و حوصلت سر میره البته زیاد مشهد نبودیم دو روز از اونجا رفتیم شهرستان بابایی برای عاشورا تاسوعا اونجا باشیم خیلی خوب بود البته شما زیاد پیشه من نبودی نیست مردی شدی برای خودت همیشه با بابا بودی و میرفتی قسمت مردونه و مثل مردا سینه میزدی و عزاداری میکردی بابا میگه خیلی پسر خوبی بودی ولی نمیدونم چرا وقتی پیشه منی همش بهونه میگی و گریه میکنی چ...
25 آبان 1392

دودت دالم .........

سلاممم پسر مهربونم مامانی ببخش که تنبل شدم و دیر به دیر وبتو  اپ میکنم از این به بعد میخوام تنبلی رو بزارم کنار و مامان خوبی بشم راستش یکمم تقصیر خودته ماشالله ماشالله خیلی خیلی شیطون شدی و فقط وقتی خوابی من میتونم بیام پای کامپیوتر یعنی شما اصلا اجازه نمیدی و کامپیوتر مثل هوو میمونه برات حالا قضیه این کلمه که نوشتک یعنی دودت دالم این کلمه رو جدیدا شما خیلی به کار میبری و معنیشم اینه که دوست دارمممممممممممممم وای یعنی وقتی میگی میخوام بخورم انقدر شیرین و با نمک میگی تازه بعدشم انتظار داری جوابتو بدیم و ما هم بگیم دوست دارم سلامم یاد گرفتی  به همه سلام میکنی قربونه پسر با ادبم بشم که صبحا که از خواب پا میشه س...
30 مهر 1392

بعد از کلی غیبت با کلی خبر...

سلام پسر عزیزم سلام نفسمممممممم ببخش مامان دیر دارم وبتو اپ میکنم تو پست قبلی برات توضیح دادم فهمیدی که مامان خیلی ناراحته ولی بازم نوشتن برای تو ارومم میکنه میدونم که بزرگ بشی تمام اینا رو میخونی و میفهی که ممان چقدر دوست داره و بدون تو حتی یه ثانیه هم نمیتونه زندگی کنه قشنگ ماما خدا روشکر شما در حاله حاضر ١٦ تا دندون داری و البته داری ١٦ رو در میاری و چند روزه بد قلق شدی و بازم چند روزه و تموم میشه دیگه قشنگ ماشالله هر چی بهت میگیم متوجه میی و تمام کلمات مارو تکرار میکنی حرف زدنتم دیگه تقریبا خوب شده .اب .بابا.دد.داغ.برق.کفش.افتاد.علی.جوجو.توتو.ماهی.پا.دست.چشم. ابرو. عمو محمد.عمو مرتضی.عباس اقا.عزیز.مامان زهرا.حموم.اب بازی....
9 شهريور 1392

بابا جونم تولدت مبارکککککککککک

سلام پسرم امروز تولد بابا مصطفی هستش و ما دیروز طی یه مراسم غافلگیر کننده تو خونه خاله مریم بابا رو سورپرایز کردیم و بابا هم که از همه جا بی خبر کلی غافلگیر شد فقط میخوام اینو به بابات بگم که خیلی خیلی ما دوستش داریم و بدون اون حتی یه لحظه هم نمیتونیم نفس بکشیم بابا مصطفی من و صدرا عاششششششششششقتیم و برات بهترین ها رو ارزو میکنیم و امیدواریم همیشه همیشه خوشحال باشی و در کنار ما الهی من فدای هر دو تا مرد زندگیم بشمممممممممممممممممم ...
31 خرداد 1392